قالب وبلاگ

شب غریبان
لحظه ای بنشین و در چشم غم آلودم نگر....تا زبان اشک من گوید حکایت های دل 
[ جمعه 28 تیر1392 ] [ 22:32 ] [ سیاوش زاهد ] [ ]
[ جمعه 28 تیر1392 ] [ 22:30 ] [ سیاوش زاهد ] [ ]
اخترشناس آمریکایی در پاسخ به سئوالی که نشریه پاپ ساینس در رابطه با پی آمدهای خوردن یک قاشق از خاک یک ستاره کوتوله مطرح کرده، اطلاعات جالبی را درباره ساختار این ستاره ها ارائه کرده است.
مارک همرگن - اخترشناس آسمان نمای آدلر در شیکاگو در پاسخ به این سئوال که "خوردن یک قاشق چایخوری از یک ستاره کوتوله چه پیامدی خواهد داشت؟" می‌گوید اولین مشکلی که برای انجام این کار در پیش رو قرار دارد، جمع آوری این مقدار از خاک ستاره است زیرا نزدیک ترین ستاره کوتوله به زمین 8.6 سال نوری از زمین فاصله دارد.
در صورتی که بتوانید 8.6 سال نوری را با کمک وسیله ای طی کنید و از تشعشعات کیهانی و حرارت جان سالم به در ببرید، مشکلات بعدی نمایان خواهند شد.
ستاره های کوتوله بسیار حجیم هستند و گرانش سطحی آنها در حدود 100 هزار بار قدرتمند تر از گرانش زمین است به همین دلیل حفر سطح خاک ستاره تقریبا غیر ممکن به نظر می رسد به گفته هامرگن "بدون افتادن بر روی خاک ستاره و فشرده شدن در حد یک لایه پلاسمایی قادر به کندن خاک چنین ستاره ای نخواهید بود و حتی پس از آن نیز فشار بالا می‌تواند هیدروژن اتمهای بدن شما را با هلیوم ترکیب کند واکنشی که نتیجه آن انفجاری در ابعاد بمبهای هیدروژنی خواهد بود."
پس از طی این مراحل باید نگران بازگرداندن این ماده به زمین بود زیرا فضای کم فشار زمین می تواند باعث گسترده شدن این مواد فوق فشرده در ابعادی نامحدود شود، البته در صورتی که قبل از آن در صورت انسان منفجر نشده و بدن فرد را تبخیر نکند زیرا حرارت آن در زمین از 10 هزار تا 100 هزار درجه فارنهایت متغییر خواهد بود.

در صورتی که بتوان به هر شکلی تمامی این مراحل را پشت سر گذاشت، وزن این خاک مرحله بعدی مشکلات خواهد بود زیرا هر قاشق چایخوری از خاک این ستاره در زمین در حدود 5 تن وزن دارد و در صورت بلعیده شدن می‌تواند از گلوی فرد تا قسمتهایی از زمین یک کانال طولانی حفر کند.
بر اساس گزارش پاپ ساینس، هامرگن در نهایت معتقد است برای چشیدن طعم یک ستاره نیازی نیست 8.6 سال نوری را سفر کرده و تن به این خطرات گوناگون و عجیب سپرد زیرا عناصر سازنده بدن انسان و تمامی اجسام و موادی که در اطراف انسان وجود دارد از جنس هسته ستاره ها است که طی میلیاردها سال وارد زمین شده است در واقع هر چه امروز انسان می‌خورد، روزگاری بخشی از یک ستاره بوده است.


[ شنبه 1 مرداد1390 ] [ 0:50 ] [ سیاوش زاهد ] [ ]
سلام به همه دوستان

من بازم اومدم.فک کنم یه سالی هست نیومدم.شب غریبانم غریب اوفتاده بود اینجا.

واایییییییییییییییییی که تو این مدت چه اتفاقایی برام پیش اومد .کم کم براتون تعریف میکنم که حالتون بهم نخوره.راستی تو این مدت مملکتم کم خرتوخر نبودا!!!!

دنیا رو که ولش کن همه بیدار شدن از نوع اسلامی که ای وای ما چه خوابیدیم که دیکتاتورا کشورامونو قارت کردن و از اونجایی که ما چشم و هم چشمیمونو هم مثل ....به جهان صادر کردیم گفتن مگه ما چیمون از مصریا کمتره ما هم آره.

ولی یه موقع فک نکنید سوریه شلوغه هاااااااا!!مگه نمیبینید اخبار همه دنیا رو میگه بیدار شدن جز سوریه حالا یا واقعا خبری نیس یا بیدار نشدن یا .......؟

خلاصه هنوز زنده ام.هنوز م عاشقم و هنوزم ایرانیم

اگه شب غریباتنو دیدید نظر یادتون نره ها.

[ سه شنبه 14 تیر1390 ] [ 22:4 ] [ سیاوش زاهد ] [ ]

اگر کریستوف کلمب ازدواج کرده بود٬ ممکن بود هیچگاه قاره امریکا را کشف نکند٬چون بجای برنامه ریزی و تمرکز در مورد یک چنین سفر ماجراجویانه ای٬ باید وقتش را به جواب دادن به همسرش٬ در مورد سوالات زير می گذراند:    

- کجا داری میری؟  

- با کی داری می ری؟  

- واسه چی می ری؟

- چطوری می ری؟ 

- کشف؟  

-برای کشف چی می ری؟ 

- چرا فقط تو می ری؟  

.

.

- تا تو برگردی من چیکار کنم؟!  

- می تونم منم باهات بیام؟! 

-راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟ 

- بده لیستو ببینم!  

- حالا کِی برمی گردی؟  

- واسم چی میاری؟

.

.

- تو عمداً این برنامه رو بدون من ریختی٬ اینطور نیست؟!  

- جواب منو بده؟ 

- منظورت از این نقشه چیه؟  

- نکنه می خوای با کسی در بری؟  

- چطور ازت خبر داشته باشم؟  

- چه می دونم تا اونجا چه غلطی می کنی؟

- راستی گفتی توی کشتی زن هم دارین؟!

.

.

- من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چیه؟

- مگه غیر از تو آدم پیدا نمی شه؟  

- تو همیشه اینجوری رفتار می کنی!

- خودتو واسه خود شیرینی می ندازی جلو؟! 

-  من هنوز نمی فهمم٬ مگه چیز دیگه ایی هم برای کشف کردن مونده!

-چرا قلب شکسته ی منو کشف نمی کنی؟ 

.

- اصلا من می خوام باهات بیام! 

- فقط باید یه ماه صبر کنی تا مامانم اینا از مسافرت بیان!  

- واسه چی؟؟

خوب دوست دارم اونا هم باهامون بیان! 

 - آخه مامانم اینا تا حالا جایی رو کشف نکردن! 

- خفه خون بگیر!!!! تو به عنوان داماد وظیفته!  

.

.

- راستی گفتی تو کشتی زن هم دارین؟  

[ پنجشنبه 26 فروردین1389 ] [ 17:3 ] [ سیاوش زاهد ] [ ]
خدایا توی این دنیای به این بزرگی و این همه موجود حالا چرا كرم؟
این همه موجود عجیب غریب، آخه چرا كرم؟ نمیشد منو زرافه یا الاغ خلق میكردی؟
خداییش این هم ایده بود كه به سرت زد!!! نه چشم داریم نه دهن داریم نه دماغ داریم فقط یه لوله درازیم
فصل جفت گیری كه میشه همه حیونا میرن حالی به حولی میكنن ما چون تك جنسی هستیم باید بشینیم سماق بمكیم
صبحها كه از خواب پامیشیم باید همینجور الكی تو خاكا لول بخوریییییم تا شب مثل احمقها خسته بیفتیم بخوابیم. خدایا ناشكری نمیكنم

چون به قول دوستام كه میگن برو خدارو شكر كن باز كرم خاكی شدی، كرم كون نشدی ولی به قول آدما آدم باید یه نگاهی هم به بالا داشته باشه دیگه! حالا نمیگم دوست داشتم آدم بودم ولی مار كه میتونستم باشم. خودم كه چشم ندارم خودمو ببینم ولی بچه ها میگن استعداد پرورش اندام دارم اگه از مكمل استفاده كنم بعد شیش ماه مار میشم ولی من دوست دارم مار واقعی باشم...هیییی چی بگم كه هرچی بگم كم گفتم، دیروز یه سری زدم به بیرون خاك دیدم یه مگسه دست دوست دخترشو گرفته بود و بهش میگفت فردا ببرمت یه جایی یه گهی بدم بخوری كه جیگرت حال بیاد، آقا ما یادمون افتاد كه تك جنسی هستیم همچی كونمون سوخت همچی سوخت كه نگو آهان راستی خدایا ما كرما چرا كون نداریم دهن كه ندادی بخوریم حداقل یه چیزی میدادی ادای ریدنو در بیاریم.
ای بابا چی بگم خدا، به شتره گفتن گردنت كجه گفت كجام راسته؟ راستی خدا من به شترم راضیم ها!

 

 

[ شنبه 8 اسفند1388 ] [ 14:40 ] [ سیاوش زاهد ] [ ]

زنگ آخر بود . از کلاس فرار کردم، از امتحان جبر!

در گوشه ای از حیاط ،خودم را گم و گور کردم. اما دلهره ی امتحان و جواب ندادن

به سوالات جبر و نمره صفر ..

اکنون چند سال از آن روز می گذرد اما باز هم دلهره ی امتحان جبر آن روز را با

خود دارم. به پسرم گفتم: «اگه خواستی سر جلسه امتحان حاضر نشی،

اگه بلد نیستی، اشکالی نداره، یه راست بیا خونه، توی حیاط مدرسه نمون،

یه وقت غصه نخوری بابا!»

پسرم با غرور در جوابم گفت: «نه بابا، مطمئن باش، با مجید، همکلاسیم،

قرار گذاشتیم که جواب سوالات رو به همدیگه برسونیم.»

حال چند ساعت از رفتن پسرم به مدرسه می گذرد اما دلهره ی جلسه ی امتحان

رهایم نمی کند!

برگرفته از وبلاگ داستان کوتاه کوتاه کوتاه(سیامک احمدی)

http://delnamak55.blogfa.com/      

[ یکشنبه 11 بهمن1388 ] [ 13:47 ] [ سیاوش زاهد ] [ ]
آفتاب را دوست دارم

به خاطر پیراهنت روی طناب رخت

باران را

اگر که میبارد

بر چتر آبی تو

و چون تو نماز میخوانی

من خداپرست شده ام

[ سه شنبه 26 آبان1388 ] [ 23:14 ] [ سیاوش زاهد ] [ ]
زیور دنیا سایه ای گسترده شده برای مدت کوتاه است

 

امام علی (ع)/۷۵۷۱/غررالحکم

[ شنبه 16 آبان1388 ] [ 22:16 ] [ سیاوش زاهد ] [ ]

درد بزرگیست بر دل وقتی حتی استخوانت هم درد را درک نمیکند،وقتی از بیهوده بودنت سالهاست میگذرد،تاریخ نیز گواهی میدهد این درد را در دل کسانش.

قانعم به رنگ سبز چنار سر کوچه ولی افسوس او هم رنگ باخته،چرا به این زودی؟مگر چند روز از پاییز میگذرد؟

قناعت هم گره از کارم باز نکرد،سراغ صبر را از که بگیرم؟ولی صبر برای چه؟

مگر قرار است چه انفجاری در دل صورت گیرد که به انتظارش بنشینم و صبور باشم؟

سالهاست سنگ صبورم هم حوصله ام را ندارد،راستی کجاست؟

یادم می آید کنار امید دیده بودمش آخرین بار ،امید و آرزو که با هم رفتند شاید بودنش اینجا اضافی بوده صبر را هم با خود بردند.

ای وای صبر هم به دادم نمیرسد.تقصیر خودم بود که همه اشان را با هم دور خودم جمع کردم و در روز خوشی.چه رفیقان نیمه راهی اند حالا همشون با هم رفتند.

درون چمدان کهنه درون پستو پی خاطره هایم میگردم،جقدر کهنه شده این چمدان یادم باشد شب عید عوضش کنم.از زیر لباسهای زمستانی و پشمی بوی خاطره را میشود تشخیص داد اگر این بوی نفتالین ها بگذارد حتما پیدایش میکنم.چقدر کهنه شده اند این خاطره ها اینها مگر تاریخ مصرف داشتند؟

انقدر مندرسند که اینها هم کاری نمیتوانند برایم انجام دهند.

چمدان را میبندم به زور همه خاطره ها را دوباره درونش میگذارم.

حوصله گشتن دنبال عشق را ندارم،گیرم یه گوشه ای پیدایش هم کردم او هم مثل بقیه.

دست از گشتن میکشم،دردم بیشتر میشود حداقل حین گشتن دردم را فراموش کرده بودم.

صدای اذان میاد،بی اختیار چشم به جانماز روی میز میوفته،خدا را پیدا کردم در این گوشه اتاق،حجم صدا گوشم را  فرا میگیرد دردم ساکت میشود.

 

 

[ شنبه 18 مهر1388 ] [ 1:27 ] [ سیاوش زاهد ] [ ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

وبلاگ فرهنگی_ اجتماعی جوانان
کاملا مستقل و از هیچ جناح سیاسی حمایت نمیکند.
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.